من مهماندار
این سکوت بینوا دوباره امشب یعنی شب چهارشنبه سوری میهمان داشت![]()
فردا باید کلی ظرف بشورم![]()
یه سوال از ساکنین و احتمالا تهرانیهای محترم.![]()
ایا شما همه اینقدر سرخوش می باشید؟![]()
ببخشید شوخی کردم
.اما ممن واقعا از دست مهمونداری خسته شدم![]()
راستی ازون جایی که ما نارمک هستیم شدت انفحارات در میدون ما خیلی زیاد بود.![]()
یعنی میترکوندن خونمون میلرزید.![]()
ما یه دقیقه رفتیم بیرون سریع برگشتیم تو خونه.![]()
یه دفعه بعد یک ساعت انفجارهای وحشتناک وپشت سر ه![]()
دیدیم صدای نعره های یک زن میاد.![]()
اول فکر کردیم لیس بچش وگرفته![]()
بعد فکر کردیم بچش سوخته.![]()
ریختیم بیرون دیدیم داره جیغ بنفش میکشه و فحش های خیلی خیلی بدی میده.![]()
همه ریخته بودن بیرون.![]()
انگار بدون حجاب هم اومده بود.![]()
نگو از دست سروصدا عاصی شده بود داشت به ملت فحش های انچنانی میداد![]()
بعد جالبه وقتی بعد یک ساعت به زور ارومش کردن ![]()
دیگه هیچ انفجاری رخ نداد و همه جا اروم شد![]()
فحش های رکیکش از تحدیدهای پلیس کارسازتر بود![]()
سلام.من دختری هستم از جنس سرما و سکوت....