سلااااااااااااام

این سکوت بینوا دوباره امشب یعنی شب چهارشنبه سوری میهمان داشت

فردا باید کلی ظرف بشورم

یه سوال از ساکنین و احتمالا تهرانیهای محترم.

ایا شما همه اینقدر سرخوش می باشید؟

ببخشید شوخی کردم.اما ممن واقعا از دست مهمونداری خسته شدم

راستی ازون جایی که ما نارمک هستیم شدت انفحارات در میدون ما خیلی زیاد بود.

یعنی میترکوندن خونمون میلرزید.

ما یه دقیقه رفتیم بیرون سریع برگشتیم تو خونه.

یه دفعه بعد یک ساعت انفجارهای وحشتناک وپشت سر ه

دیدیم صدای نعره های یک زن میاد.

اول فکر کردیم لیس بچش وگرفته

بعد فکر کردیم بچش سوخته.

ریختیم بیرون دیدیم داره جیغ بنفش میکشه و فحش های خیلی خیلی بدی میده.

همه ریخته بودن بیرون.

انگار بدون حجاب هم اومده بود.

نگو از دست سروصدا عاصی شده بود داشت به ملت فحش های انچنانی میداد

بعد جالبه وقتی بعد یک ساعت به زور ارومش کردن

دیگه هیچ انفجاری رخ نداد و همه جا اروم شد

فحش های رکیکش از تحدیدهای پلیس کارسازتر بود